فصل پایانی بازی تاج و تخت شایسته این همه فحش نبود!

حالا که سریال تمام شده است و بعد از گذشت دو ماه از نگارش آن دغدغه، می توان گفت که فصل نهایی، درخور کیفیتی که در شأن اثر می نمود نبود، ولی آن هراس هم که در دل داشتم، خوشبختانه چندان به مقصد نهایی نزدیک نشد

فصل پایانی بازی تاج و تخت شایسته این همه فحش نبود!

مهرزاد دانش| در اینکه فصل آخر سریال بازی تاج و تخت نسبت به فصل های پیشین، مخصوصا پنج فصل نخست، افت محسوس داشت، شکی نیست. علت هم کاملا تعیین است. دو فصل سرانجامی، برخلاف قبلی ها، منبع اقتباس ادبی (مجموعه کتاب های نغمه یخ و آتش جورج آر. آر مارتین) نداشتند و صرفا بر مبنای داده هایی کلی، بافت داستان شان تنیده شده بود. برای همین آن غنای دراماتیک و موقعیتی که در سرگذشت های قبلی حضور داشت، در این دو فصل اخیر، مخصوصا فصل سرانجامی غائب بود و جزئیاتی که باید کلیات قصه را پیش زمینه سازی می کرد، وجود نداشت.

با این حال گمان نمی کنم فراگیری این نقص چنان بر پیکره کل فصل هشتم رقم خورده باشد که آن سان که بعضی مخاطبان و علاقه مندان دم از نومیدی مطلق می زنند و فضای مجموعه را با عبارت هایی که دلالت بر بروز فاجعه و جهنم و نکبت دارد، توصیف می نمایند، موقعیتی اسفناک و تیره را تداعی کند. بله؛ فصل هشتم ضعف داشت؛ ولی نه آنقدر که شایسته این همه فحش و فضیحت باشد!

نگارنده حدود یک ماه قبل از شروع پخش فصل هشتم، در جایی در واکنش به تعریف و تمجید هایی که عوامل سریال از این فصل نهایی می کردند، چنین نوشت: این نظر ها مرا بیش از آن که به شوق وادارد، می ترساند. هم کیفیت این سریال سترگ و هم این نظرها، این هراس را شدت می دهد که مبادا آن همه انتظار و نظر، موقعیتی وارونه پیش رو داشته باشد و آبی سرد بر این حجم متراکم از اشتیاق و توقع بریزد؛ همان طور که بسیاری از مجموعه های دوست داشتنی با سرانجام شان، این بلا را بر سرمان آوردند. نزدیک شدن به موعد پخش فصل هشتم بازی تاج و تخت، همان قدر که شور دربردارد، دلشوره نیز می پرورد. سرانجام ها اصولا بیم آورند. این قاعده ای فراتر از فیلم و سریال است. هر چقدر شروع ها پرشور و مهیج هستند، سرانجام ها پر از تعلیق های نگران نماینده نسبت به چندوچون شان هستند. من از سرانجام ها در هراسم.

حالا که سریال تمام شده است و بعد از گذشت دو ماه از نگارش آن دغدغه، می توان گفت که فصل نهایی، درخور کیفیتی که در شأن اثر می نمود نبود، ولی آن هراس هم که در دل داشتم، خوشبختانه چندان به مقصد نهایی نزدیک نشد. وجوه بصری، خطوط کلی داستان و راستا سرنوشت آدم هایی که چندین سال در احساس و ادراک و آرمان و آرزو و ترس و کامیابی و شکست شان، به این همانی و اشتراک رسیده بودیم، بازی با قرینه ها و نشانه های دیداری، شنیداری، کلامی، موقعیتی و مفهومی و البته به فرجام رساندن راستا بغرنج و پیچیده ترکیبیِ حماسه/اسطوره/واقعیت، از امتیاز های فصل هشتم بودند که نگذاشتند سریال به رغم فقدان پشتوانه های دراماتیک، از سراشیبی ای که داخلش افتاده بود، به سقوط برسد.

بازی تاج و تخت، صرفا یک سریال فانتزی تاریخی نبود؛ افسانه های آن، از هر حقیقتی به واقعیت زیست ما نزدیک تر بود و آدم هایش، تبلوری از پیچیدگی وجود پنهان مان. بازی تاج و تخت، عینیت وجودی مان را پیش روی مان ترسیم کرد. زنده باد فرازهایش و چه باک از نشیب هایش.

منبع: سازندگی

منبع: فرادید

به "فصل پایانی بازی تاج و تخت شایسته این همه فحش نبود!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "فصل پایانی بازی تاج و تخت شایسته این همه فحش نبود!"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید